تبليغاتX
پزشکی
بسیاری از سالمندان برخلاف دوران جوانی که عادت داشتند روزی سه وعده غذای اصلی مصرف کنند، تمام وعده‌های غذایی‌شان را میان وعده تشکیل می دهد و فقط یک بار در روز وعده غذایی اصلی را مصرف می ‌کنند. محققان می ‌گویند مصرف میان ‌وعده برای سالمندان خوب است و کالری دریافتی سالمندان را به مقدار کافی به آنان می ‌رساند.
بررسی حدود ۲۰۰۰ سالمند ۶۵ ساله و مسن‌تر نشان می‌ دهد افرادی که به مقدار کافی میان ‌وعده مصرف می ‌کنند و در عین حال در معرض کاهش وزن و تغذیه نامناسب و ناکافی قرار دارند، کالری کافی را به بدن ‌شان می ‌رسانند. میان ‌وعده حاوی پروتئین، کربوهیدرات و چربی بیشتر است.
پژوهشگران بر این باورند که عوامل متعددی مانند مشکلات بهداشتی، مصرف دارو و تغییرات حس چشایی ممکن است به کاهش اشتها و کاهش وزن منجر شود. مردان ۷۰ ساله در مقایسه با مردان ۲۵ ساله، روزانه ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ کالری کمتر دریافت می‌ کنند که این میزان در زنان ۶۰۰ تا ۸۰۰ کالری است.
در هنگام طبابت، پزشک شما نمی ‌داند که آیا به بیمارشان که اشتهای کمی دارد و ممکن است، مشکل سلامتی مانند بیماری قلبی -عروقی و... داشته باشد، توصیه کند که پس از ناهار یک غذای مختصر نیز مصرف کند یا خیر، چون ممکن است گرسنه نشود و شام نخورد.
پاسخ این است که هیچ اشکالی ندارد.
پزشک باید با اطمینان به بیمارش توصیه کند که در میان روز و عصر، میان ‌وعده مصرف کند، چون یک رفتار تغذیه‌ای درست است. البته محققان بر این باورند که مصرف میان ‌وعده‌های بی ‌ارزش و توخالی مانند چیپس، کیک و کلوچه، نباید زیاد توصیه شود، بلکه میان ‌وعده باید از نظر سلامتی با ارزش و مفید باشد.
بسیاری از سالمندان که در مراکز مراقبتی مخصوص نگهداری می‌ شوند، نان و کلوچه کنار ناهار خود را برای میان ‌وعده یا عصرانه نگه می ‌دارند و برخی از آنان به همین علت، حجم زیادی از کالری به بدن‌شان می‌ رسد، در حالی که در بسیاری از موارد هم، همین سالمندان هنگامی که در منزل خود تنها هستند، غذای مختصری درست می ‌کنند و آن را پای تماشای تلویزیون مصرف می ‌کنند که رفتار درست تغذیه‌ای نیست و به همین علت باید به میان‌ وعده‌ها نیز اهمیت داد تا اگر سالمندی یک وعده غذای اصلی را نخورد، کالری دریافتی روزانه‌اش کم نشود
+ نوشته شده توسط پزشکی در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 16:18 |
پیش از روغن های گیاهی مانند روغن سویا ، آفتابگردان و روغن ذرت به لحاظ برخورداری از سطوح بالای لینولئیک اسید که یک اسید چرب اشباع نشده است ، برای سلامت قلب مفید شناخته شده اند. غلظت HNE در غذای سرخ شده مشابه با آن در روغن حرارت داده شده است. همچنین محققان سه ترکیب سمی مرتبط با HNE ( بنام های HHE , HOE, HDE) را در روغن سویا یافته اند.
HNE یک ترکیب بسیار سمی است که به راحتی از مواد غذایی جذب می شود.
دلیل سمی بودن آن واکنش شدیدش با پروتئین ها ، اسیدهای نوکلئیک DNA , RNA و دیگر بیوملکول هاست.
HNE از اکسیداسیون اسید لینولئیک تشکیل می شود و براساس گزارش های به دست آمده با بیماری های مختلفی از جمله آرترواسکلروز ، سکته مغزی ، پارکینسون ، آلزایمر ، هانتینگتون و بیماری های کبدی مرتبط است.
این مطالعه بر خطر حرارت دادن مکرر روغن یا استفاده مجدد از آن برای سرخ کردن تاکید دارد ، زیرا با هر دوره حرارت دادن روغن مقداری HNE در آن جمع می شود.
این محققان در نظر دارند مدت زمانی که لازم است با حرارت دادن روغن های گیاهی غیراشباع HNE در آن تولید شود را تعیین کنند.
+ نوشته شده توسط پزشکی در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 16:18 |
● مسمومیت‌ دارویی‌
مسمومیت‌ دارویی‌ می‌تواند به‌خاطر مصرف‌ بیش‌ از حد داروهای‌ تجویزشده‌ یا داروهایی‌ که‌ نیاز به‌ تجویز پزشک‌ ندارند ایجاد شود.
همچنین‌ می‌تواند در اثر سوءاستفاده‌ از داروها (اعتیاد) یا تداخل‌ عمل‌ دارویی‌ ایجاد شود. بسته‌ به‌ نوع‌ و چگونگی‌ مصرف‌ دارو، اثرات‌ متفاوت‌ است. وقتی‌ با اورژانس‌ تماس‌ می‌گیرید، تا حد امکان‌ اطلاعات‌ بدهید. تا رسیدن‌ کمک‌، به‌ دنبال‌ ظروفی‌ بگردید که‌ ممکن‌ است‌ در شناسایی‌ دارو به‌ شما کمک‌ کنند.
● علائم
▪ علائم مسمومیت با مسکن‌ها ـ آسپیرین‌:
درد قسمت‌ بالایی‌ شکم‌، تهوع‌ و استفراغ،‌ سوت‌ کشیدن‌ گوش‌، «آه‌ کشیدن‌» در هنگام‌ تنفس،‌ منگی‌ و حالت‌ خواب‌آلودگی‌ و گیجی‌.
▪ علائم مسمومیت با استامینوفن‌:
در ابتدا اثر کمی‌ دارد ولی‌ ممکن است درد شکم‌، تهوع‌ و استفراغ‌ ایجاد شود و در عرض‌ سه روز آسیب‌ غیرقابل‌ برگشت‌ روی کبد ایجاد کند. (سوءتغذیه‌ و الکل‌ خطر آن‌ را افزایش‌ می‌دهند)
▪ علائم مسمومیت با داروهای‌ کاهش‌دهنده‌ فعالیت‌ دستگاه‌ عصبی‌ و روانگردان‌ها - باربیتورات‌ها و بنزودیازپین‌ها:
خستگی‌ و خواب‌آلودگی‌ که‌ منجر به‌ کاهش‌ هوشیاری‌ می‌شود، تنفس‌ سطحی نبض‌ ضعیف‌، نامنظم‌ یا به‌طور غیرطبیعی،‌ کند یا تند .
▪ علائم مسمومیت با محرک‌ها و توهم‌زاها - آمفتامین‌ها (شامل‌ اکستازی‌) و ال‌.اس‌.دی‌، کوکائین‌:
رفتار تحریک‌پذیر و بیش‌فعالانه‌، بی‌قراری‌ و آشفتگی‌، عرق‌ کردن‌، لرزش‌ دست‌ها، توهم‌ که‌ طی‌ آن‌ ممکن‌ است‌ فرد آسیب‌ دیده‌ ادعا کند «صداهایی‌ می‌شنود» یا «چیزهایی‌ می‌بیند»
▪ علائم مسمومیت با مخدرها - مرفین‌، هروئین‌ (به‌طور شایع‌ تزریق‌):
مردمک‌های‌ تنگ‌، کندی‌ و منگی‌ که‌ ممکن‌ است‌ منجر به‌ کاهش‌ هوشیاری‌ شود، تنفس‌ آهسته‌ و سطحی‌ که‌ ممکن‌ است‌ کاملاً متوقف‌ شود، اثر سوزن‌ که‌ ممکن‌ است‌ عفونی‌ باشد.
▪ علائم مسمومیت با استنشاق حلال‌ها - چسب‌، سوخت‌ فندک:
تهوع‌ و استفراغ‌، سردرد، توهمات‌، امکان‌ عدم‌ هوشیاری‌ و به‌ ندرت‌ ایست‌ قلبی‌.
● کمک‌های اولیه:
اگر فرد مسموم‌، هوشیار نباشد، راه‌ هوایی‌ را باز و تنفس‌ را کنترل‌ کنید؟ آماده‌ باشید تا در صورت‌ لزوم‌ احیای‌ تنفسی‌ ماساژ قلبی‌ را آغاز کنید. در صورت‌ داشتن‌ تنفس‌، وی‌ را در وضعیت‌ بهبود قرار دهید. با مرکز اورژانس‌ تماس‌ بگیرید و آمبولانس‌ درخواست‌ کنید. وی‌ را تحریک‌ به‌ استفراغ‌ نکنید.
۱) اگر فرد مسموم‌ هوشیار باشد، به‌ وی‌ کمک‌ کنید تا در یک‌ وضعیت‌ راحت‌ قرار بگیرد و از او بپرسید چه‌ مصرف‌ کرده‌ است‌. در حین‌ صحبت‌ کردن‌ با او به‌ وی‌ اطمینان‌ ببخشید.
۲) با مرکز اورژانس‌ تماس‌ بگیرید و آمبولانس‌ درخواست‌ کنید. کنترل‌ علائم‌ حیاتی‌ (سطح‌ پاسخ‌، نبض‌ و تنفس‌ ) را ثبت‌ کنید تا کمک‌ پزشکی‌ برسد.
۳) نمونه‌هایی‌ از مواد استفراغ‌ شده‌ را نگه‌ دارید. به‌ دنبال‌ شواهدی‌ مثل‌ ظروف‌ خالی‌ بگردید که‌ ممکن‌ است‌ به‌ شما در تشخیص‌ دارو کمک‌ کنند. این‌ نمونه‌ها و ظروف‌ را در اختیار کارکنان‌ خبره‌ اورژانس‌ و آمبولانس‌ قرار دهید.
● گیاهان‌ و قارچ‌های‌ سمی‌
بسیاری‌ از کودکان‌ خردسال‌، برگ‌ها یا میوه‌های‌ دارای‌ رنگ‌ روشن‌ را می‌خورند ولی‌ مسمومیت‌ خطرناک‌ در نتیجه‌ خوردن‌ آنها به‌ ندرت‌ رخ‌ می‌دهد. البته‌ حتی‌ خوردن‌ مقادیر کمی‌ از گل‌ انگشتانه‌ یا گل‌ شیپوری‌ وحشی‌ می‌تواند باعث‌ تهوع‌، استفراغ‌ و دردهای‌ شدید معده‌ شود و مقادیر زیاد آنها می‌تواند کشنده‌ باشد. تشنج‌ ممکن‌ است‌ پس‌ از خوردن‌ دانه‌های‌ گل‌ پروانه‌ ایجاد شود. مسمومیت‌ خطرناک‌ در نتیجه‌ خوردن‌ قارچ‌ نیز نادر است‌. قارچ‌های‌ موجود در باغ‌ ممکن‌ است‌ باعث‌ تهوع‌، استفراغ‌ و گاهی‌ توهم‌ شوند. قارچ‌های‌ کلاه‌ دار مرگ‌آور،
۱۲-۶ ساعت‌ پس‌ از خوردن‌، باعث‌ استفراغ‌ و اسهال‌ آبکی‌ شدید می‌شوند و می‌توانند کشنده‌ باشند.
قارچ‌ها و گیاهانی‌ که‌ باعث‌ مسمومیت‌ شدید می‌شوند قارچ‌های‌ کلاه‌دار مرگ‌آور و میوه‌های‌ گل‌ شیپوری‌ وحشی‌ در اواخر تابستان‌ و پاییز در جنگل‌ها و بوته‌زارها می‌رویند. گل‌ انگشتانه‌ در بهار گل‌ می‌دهد و گل‌ پروانه‌ در تابستان‌ تخمدان‌ ایجاد می‌کند.
● علائم شایع
ممکن‌ است‌ موارد زیر وجود داشته‌ باشد:
تهوع‌ و استفراغ‌، دردهای‌ شکمی‌ به‌ صورت‌ گرفتگی‌ عضلانی‌، اسهال‌، تشنج‌، اختلال‌ هوشیاری‌.
● کمک‌های اولیه
▪ در صورت‌ هوشیار بودن‌ فرد مسموم‌ از وی‌ بپرسید چه‌ خورده‌ است‌ و به‌ وی‌ اطمینان‌ ببخشید.
در صورت‌ هوشیار نبودن‌ فرد مسموم‌، راه‌ هوایی‌ را باز و تنفس‌ را کنترل‌ کنید؛ آماده‌ باشید تا در صورت‌ لزوم‌، احیای‌ تنفسی‌ و ماساژ قلبی‌ را اجرا کنید. در صورت‌ داشتن‌ تنفس‌، فرد مسموم‌ را در وضعیت‌ بهبود قرار دهید. با مرکز اورژانس‌ تماس‌ بگیرید و آمبولانس‌ درخواست‌ کنید. مراقب‌ فرد مسموم‌ باشید تا کمک‌ پزشکی‌ برسد.استفراغ‌ را القا نکنید.
▪ سعی‌ کنید گیاه‌ سمی‌ را شناسایی‌ کنید و مشخص‌ کنید کدام‌ بخش‌ آن‌ خورده‌ شده‌ است‌. فوراً کمک‌ طبی‌ درخواست‌ کنید تا درمان‌ مناسب‌ آغاز شود.
▪ هرگونه‌ تکه‌ کوچک‌ گیاه‌ را که‌ پیدا کرده‌اید، به‌ همراه‌ نمونه‌های‌ ماده‌ استفراغ‌ شده‌ نگه‌ دارید تا به‌ پزشک‌ نشان‌ دهید یا همراه‌ فرد مسموم‌ به‌ بیمارستان‌ یا مرکز بهداشتی درمانی بفرستید
+ نوشته شده توسط پزشکی در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 13:23 |
یبوست و درمان آن با تغذیه مناسبیبوست حالتی است که درآن مدفوع سخت و کوچک است و برای برطرف شدن آن ( اجابت مزاج) نیاز به استفاده از داروست.بعضی افراد از مسهل های مختلفی برای رفع یبوست استفاده می کنند. ولی در بیشتر مواقع با استفاده مداوم از مسهل، قدرت طبیعی کولون کاهش یافته و اجابت مزاج طبیعی و بدون استفاده از مسهل مشکلتر می گردد.
موثرترین درمان برای یبوست ایجاد یک تغییر مهم در رژیم غذایی است که البته امروزه کمتر به آن توجه می شود.
در واقع کولون به استفاده از مسهل عادت می کند. همچنین استفاده از مسهل مانع از بروز علایم هشدار دهنده مهمی مانند یبوست و درد،هنگام اجابت مزاج می شود. بدون وجود این اخطا رها، افراد همچنان به خوردن غذاهایی که واقعاً می توانند عامل خطرناکی برای به خطر افتادن سلامتی آنها باشند، ادامه می دهند. موثرترین درمان برای یبوست ایجاد یک تغییر مهم در رژیم غذایی است که البته امروزه کمتر به آن توجه می شود.
اغلب انواع بیماریهای دردناک روده به به قسمت انتهائی روده مربوط می باشند. برخی از این مشکلات تنها دردسرسازند. اما برخی زندگی بیماررا مورد تهدید قرارمی دهند. به هرحال نباید مشکلات ساده و یا بیماریهای خطرناک را به عنوان قسمت طبیعی از روند زندگی تحمل کرد.
یبوست معنای متفاوتی برای افراد مختلف دارد. طبق بررسی های انجام شده، بعضی از افراد هر شش تا دوازده روز و آن هم با کمک مسهل های قوی اجابت مزاج دارند و حتی این مسئله را به عنوان امری طبیعی پذیرفته اند.
فعالیت و حرکت روده برای دفع، به میزان سلامتی افراد بستگی دارد. برای بعضی از افراد حرکت روده و اجابت مزاج درهردو روزیکبار، طبیعی است. درحالیکه فرد دیگری ممکن است روزانه سه باروحتی بیشتر دفع انجام دهد و هر دو آنها کاملاً سالم باشند.
معمولاً وریدهای پا (رگی که خون را به قلب برمی گرداند) در افراد مبتلا به یبوست بر اثر فشار بیش از حد هنگام حرکت دشوار مدفوع در روده آسیب می بینند. در طول رگ های پا دریچه هایی به فواصل متناوب قرار دارند که به حرکت جریان خون به طرف بالا و قلب کمک می کنند.
این دریچه ها تقریباً به شکل یک نردبان متحرک هستند و در برابر حرکت خون به طرف پایین بر اثر فشارجاذبه مقاومت می کنند. این دریچه ها بر اثر فشار زیادی که برای حرکت مدفوع خشک و سفت نیاز است، بیش از حد کشیده شده و صدمه می بینند و طولی نمی کشد که این دریچه ها دیگر برای نگهداشتن خون، فاقد کفایت می گردند.
و اگر دریچه ها خوب کار نکنند همواره یک ستون ۶اینچی از خون بر روی رگ های پایینی فشار می آورد. یکی از نتایج این فشار نامشهود واریس ورید (رگ) پا است. ظهور شبکه درهم پیچیده آبی رنگ و دردناک بر روی پاها از علایم مشخصه واریس می باشد. گاهی رگ ها در واریس زخم شده و موجب خونریزی می شوند. چنین وضعیتی ممکن است در ناحیه مقعد نیز رخ دهد.
یبوست به دلیل اختلالات روحی بوجود نمی آید یا حداقل با اطمینان می توان گفت که، این مسئله عامل اصلی نیست. اگر چه پس ازعمری تحمل درد و رنج ناشی از مشکلات روده ، هر کسی در مورد سلامت و قابلیتها یش، شک خواهد کرد.
● تو صیه های تغذیه ای مناسب در درمان یبوست :
۱) رژیم غذایی متکی بر کر بوهیدرات به همراه سبزیجات و میوه جات مطمئن ترین درمان برای یبوست است.
۲) تقریباً اکثر مردم، اثرات مثبت آلو را در مورد یبوست می شناسند. آلو می تواند به فرد مبتلا به یبوست کمک کند. بدین طریق که تغییراتی در افزایش فعالیت قسمتهای پایینی روده داده و به یبوست پایان می دهد.
۳) مصرف حبوبات (حبوبات حاوی انواع فیبرها بخصوص فیبرهای بسیارجاذب آب، یعنی سلولزوهمی سلولزمی باشند) می تواند به اجابت مزاج تا حد زیادی کمک نماید.
۴) نوشیدن روزانه بین ۸ تا ۱۲ لیوان آب
+ نوشته شده توسط پزشکی در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 13:23 |

سرماخوردگی

سرماخوردگی یک عفونت ویروسی مسری در راههای تنفسی فوقانی، بینی، سیونس ها، گوش ها، نای، حنجره و لو له هایی است که حلق را از داخل به گوش متصل می کنند (یعنی شیپور استاس)
● علایم شایع سرماخوردگی کدامند؟
گرفتگی یا آبریزش بینی که در ابتدا شفاف است و سپس ممکن است شدت یافته به رنگ زرد درآید.
سرفه ای که خلط دار نیست یا کمی خلط دارد.
ـ درد گلو
ـ گرفتگی گلو
ـ تب نسبتاً کم
ـ خستگی و بی حالی
ـ بی اشتهایی
ـ اشک ریزش
● علت سرماخوردگی چیست؟
دست کم صد ویروس وجود دارد که می توانند باعث سرماخوردگی شوند. این ویروس ها از راه هوا یا تماسهٔ مثلاً دست دادن) با فردی که سرماخوردگی دارد منتقل می شوند، زندگی در یک محیط شلوغ ، مثل مدرسه، مهد کودک و پادگان، به خصوص اگر فردی مبتلا به سرماخوردگی در آنجا باشد، بروز عفونت را تسریع می کند. استرس، خستگی یا آلرژی (حساسیت عمومی بدن) ممکن است بدن را مستعد به ابتلا کند.
● راه پیشگیری از سرماخوردگی چیست؟
برای جلوگیری از انتقال دستان خود را به خصوص پس از پاک کردن بینی، عطسه و سرفه کردن یا قبل از دست زدن به مواد غذایی بشویید.
رژیم غذایی سالم و متعادل که حاوی سبزی، میوه و به خصوص مرکبات باشد کمک کننده باشد.
اصول کلی درمان سرماخوردگی:
استفاده از آب نمک ( نصف قاشق چایخوری نمک در یک استکان آب گرم) به صورت ۲ قطره داخلی بینی باعث رفع گرفتگی بینی می شود. این کار را ۳ تا ۴ بار در روز می توانید انجام دهید.
ولی نباید با شدت زیاد انجام شود چون ممکن است باعث رانده شدن میکروبها به داخل گوش و گوش درد شود.
تخلیه کردن بینی بسیار مفید است. بینی کودکان کوچک را با دستگاه مکش ترشحات تخلیه کنید ولی از گوش پاک کن استفاده نکنید.
استراحت در رختخواب ضروری نیست ولی باید از فعالیت شدید پرهیز کنید.
رعایت رژیم غذایی خاصی لازم نیست . البته مایعات باید بیشتر مصرف شوند. مرکبات و فلفل دلمه ای مقادیر فراوان ویتامین ث دارند. فلفل باعث باز شدن سیونس ها و رقیق شدن ترشحات ریه می شوند.
استفاده از یک حوله گرم و مرطوب روی صورت و یا دوش گرفتن با آب داغ و استنشاق بخار گرم باعث مرطوب شدن مجاری تنفسی و بهبود التهاب آنها و باعث راحتی شما می شود.
غرغره کردن باعث مرطوب شدن گلو و بهبودی موقت می شود. این کار را با استفاده از یک قاشق چایخوری نمک داخل یک استکان آب ولرم و روزانه حدود ۴ بار انجام دهید .
برای کاهش خارش گلو چای یا غرغره کردن یک قاشق چایخوری عسل و کمی آب لیمو و آب ولرم می تواند کمک کند.
سیگار نکشید، چرا که علاوه بر کاستن از قدرت سیستم ایمنی مژکهای پاک کننده راه های هوایی را فلج می کند. در صورتی که فقط مبتلا به سرماخوردگی باشید و دچار فاصله عوارض آن ( مثل عفونت باکتریابی در گوش یا سینوس ها) نیز نشوید در عرض ۱۴-۷ روز بهبودی حاصل خواهد شد.
هیچ دارویی، از جمله آنتی بیوتیک ها نمی توانند سراخوردگی را معالجه کنند. برای تخفیف علایم ممکن است پزشک شما داروهایی مثل استامینوفن (کاهش تب) ، داروهای ضد گرفتگی بینی ، و داروهای ضد سرفه استفاده کند. ممکن است مصرف مقادیر بالای ویتامین ث ( ۱۰۰۰ میلی گرم ) دوره بیماری را کوتاه تر کند.
● درچه شرایطی به پزشک مراجعه کنید؟
بعضی بیماری های جدی مثل عفونت سینوس ها، برونشیت، مننژیت، گلو درد چرکی و آسم ممکن است اول به شکل سرماخوردگی تظاهر کنند.
بنابراین اگر علایم شدیدتری نسبت به علایم ذکر شده دارید یا هر روز علایم شدیدتر می شود به پزشک مراجعه کنید.
در آنفلوآنزا ، تب شدید است و چند روز طول می کشد. خستگی و درد بدن وجود دارد ممکن است سایر علایم سرماخوردگی را نیز داشته باشد.
گلو درد همراه با افزایش درد گلو یا ظاهر شدن لکه های سفید روی لوزه ها یا بزرگ شدن گره های لنفاوی گردن است.
همچنین وجود سرفه طولانی ( بیشتر از ۱۰ روز) سرفه ای که خلط ضخیم، زرد یا خاکستری رنگ دارد، لرز شدید، ظاهر شدن بثورات پوستی، درد دندان یا روی سینوس ها و خوب شیر نخوردن بچه مراجعه به پزشک را ایجاب می کند

+ نوشته شده توسط پزشکی در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 13:23 |
دیابت یكی از شایع ترین بیماری های غدد است و سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است كه در حدود ۱۴۰-۱۲۰ میلیون نفر از مردم در سرتاسر جهان متبلا به این بیماری هستند. در كشور ما حدود ۳/۷ درصد از جمعیت مبتلا به دیابت بوده و اگر آمار افرادی را كه دچار عدم تحمل گلوكز هستند به این آمار اضافه كنیم، از هر ۴ نفر یك نفر مبتلا به اختلال در متابولیسم گلوكز است. منظور از عدم تحمل گلوكز این است كه بعد از مصرف قند و غذا قند خون بالا مانده و با سرعت طبیعی پایین نمی آید.
دیابت به دلیل افزایش روزافزون هزینه های درمانی بالا به عنوان یك معضل اجتماعی و اقتصادی كشور مطرح است و هزینه های درمانی آن در كشور ما حدود ۷۰۰ میلیارد ریال در سال است و یكی از مهمترین نكاتی كه در مورد این بیماری وجود دارد، این است كه چون در اوایل بیماری، در بیشتر افراد علامتی در فرد ایجاد نمی شود، حدود نصف بیماران مبتلا، از بیماربودن خود اطلاعی ندارند و این امر باعث می شود كه عوارض بیماری در این افراد بیشتر و سریعتر ایجاد شود.
چه كسانی در معرض ابتلا به دیابت قرار دارند؟
برای این كه بفهمید آیا خطر ابتلا به دیابت در شما بالاست یا نه، به پرسشهای زیر پاسخ دهید.
سن شما چقدر است؟
الف)كمتر از ۴۵ سال
ب)بیشتر از ۴۵ سال
وزن شما در چه محدوده ای قرار دارد؟
الف) تقریبا به اندازه وزن طبیعی است
ب) اضافه وزرن دارم.
سابقه ابتلا به دیابت در خانواده شما چگونه است؟
الف) هیچیك از افراد خانواده ام مبتلا به دیابت نیستند.
ب)یكی از بستگانم مبتلا به دیابت است.
اگر خانم هستید در صورت بارداری كدامیك از موارد زیر شامل شما می شود؟
الف) مشكلی نداشته ام
ب) دچار دیابت حاملگی بوده ام یا نوزادی با وزن بالاتر از ۴ كیلوگرم داشته ام.
در صورتی كه هر یك از موارد زیر در شما وجود داشته باشد، خطر احتمال ابتلا به دیابت در شما بالاتر خواهد بود.
۱- سن بالاتر از ۴۵ سال: دیابت یكی از بیماری بسیار پیچیده است و ۲ نوع دارد: تیپ یك و تیپ ۲. حدود ۹۰ درصد افراد مبتلا به دیابت مبتلا به تیپ ۲ این بیماری هستند و بیشتر بیماران سن بالای ۴۰ سال دارند. پس در صورتی كه سن شما بالای ۴۵ سال است باید آزمایش قند انجام دهید و در صورت طبیعی بودن نتایج، این آزمایش را هر ۳ سال، دوباره تكرار كنید.
۲- اضافه وزن: افرادی كه حدود ۲۰ درصد نسبت به وزن طبیعی، اضافه وزن دارند یا B MI آنها یعنی (قد بر حسب متر) وزن بر حسب كیلوگرم بالاتر از ۲۵ است در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به دیابت هستند و آزمایش قند در آنها حتی زودتر از سن ۴۵ سالگی باید انجام شود.
۳- وجود فرد مبتلا به دیابت در خانواده : هر چه فرد مبتلا با شما نسبت نزدیكتری داشته باشد، یعنی جزو بستگان درجه اول(پدر، مادر، خواهر و برادر) باشد، احتمال ابتلا به دیابت در شما بالاتر خواهد بود.
۴- ابتلا به دیابت حاملگی یا تولد نوزاد بالای ۴ كیلوگرم
علایم دیابت
مبتلایان به دیابت تیپ ۲ در شروع بیماری بیشتر بدون علامت هستند و علایمی كه در زیر ذكر می شود به صورت تدریجی و آهسته در آنها ایجاد می شود. در نتیجه برای تشخیص دیابت نیابد منتظر ظهور علایم باشیم.
۱- پرنوشی و پرادراری: با بالا رفتن قند خون، میزان قند خون موجود در ادرار هم افزایش می یابد و به همراه دفع شدن قند، آب هم از بدن دفع می شود. به این ترتیب حجم ادرار افزایش می یابد و برای جبران آب از دست رفته، فرد نیاز به مایعات بیشتری پیدا می كند.
۲- خستگی: به دلیل كمبود انسولین، قند موجود در خون نمی تواند وارد سلول ها شوند و به همین دلیل سلولها با كمبود منبع تولید انرژی كه قند است، مواجه می شوند.
۳- از دست دادن وزن: باز هم به دلیل این كه بدن نمی تواند از قند استفاده كند، ذخایر چربی اش را از دست می دهد و فرد دچار كاهش وزن می شود.
۴- زخمهای دیر خوب شونده : پس از چند سال از گذشته بیماری، به دلیل آسیبی كه بالا بودن قند خون به رگهای كوچك می رساند، خونرسانی به اندام های انتهایی با مشكل مواجه می شود و به همین دلیل اگر زخمی ایجاد شود، چون خونرسانی آن دچار مشكل است، خوب نمی شود و به صورت مزمن درمی آید.
۵- از دست رفتن حس در دستهای و پاها: یكی دیگر از عوارض دیابت، آسیب به اعصاب محیطی است. مثلا پای افراد دیابتی ممكن است دچار زخم و آسیب شود، بدون این كه خودشان آن را حس كنند.
عوارض دیابت
۱- عوارض قلبی: بر اثر گذشت زمان كنترل نكردن قند خون، باعث ضخیم شدن دیواره عروق خونی می شود و این امر باعث محدودیت در خونرسانی به قلب، مغز و سایر نواحی بدن می شود. افراد مبتلا به دیابت حدود ۴-۲ برابر افراد عادی در اثر ابتلا به بیماری های قلبی – عروقی جان خود را از دست می دهند. همچنین بیشتر از ۷۰ درصد افرادی كه دچار دیابت هستند، فشار خونی بالاتر از حد طبیعی دارند. با كنترل دقیق میزان قند خون و رژیم غذایی كم چرب و ورزش مرتب می توان از گرفتگی رگها و عوارض ناشی از آن جلوگیری كرد.
۲- عوارض چشمی: دیابت می تواند باعث آسیب عروق خونی كوچك در منطقه حساس به نور در لایه پوشاننده چشم شود كه به آن «رتینوپاتی» می گویند. رتینوپاتی در نهایت می تواند منجر به نابینایی شود و آمارها نشان می دهد كه در كشوری مثل آمریكا، رتیتوپاتی دیابتی عامل ۱۲ هزار تا ۲۴ هزار كوری جدید در سال است. به همین دلیل افراد دیابتی به محض هر گونه تغییر در بینایی خود باید به پزشك مراجعه كنند و از طرف دیگر با معاینه سالیانه از سوی چشم پزشك و كنترل دقیق میزان قند خون، خطر ابتلا به عوارض چشمی دیابت را تا ۷۶ درصد كاهش دهند.
۳- عوارض كلیوی: كلیه حاوی میلیون ها رگ كوچك هستند كه به عنوان فیلتر عمل می كنند و در خارج ساختن مواد شیمیایی زاید، آب اضافه و ... از بدن نقش دارند. در افراد مبتلا به دیابت این عروق كار خودشان را درست انجام نخواهند داد و در نهایت دیابت، علاوه بر تنظیم دقیق قند خون باید به طور مرتب برای كنترل كار كلیه ها، آزمایش خون و ادرار انجام داد و میزان مصرف پروتئین در رژیم غذایی را محدود كرد.
۴- اثر دیابت بر اندام ها: دیابت باعث كاهش خونرسانی به اندام ها و از میان رفتن حس آنها می شود.
پاها در افراد دیابتی نیاز به توجه و مراقبت خاصی دارند و افراد مبتلا باید هر روز پاهای خود را از نظر وجود زخم ، تورم ، قرمزی و عفونت بررسی كنند و در صورت وجود كوچكترین مشكلی به پزشك مراجعه نمایند. كنترل دقیق قند خون، می تواند عوارض ناشی از دیابت در پاها را تا ۶۰ درصد كاهش دهد.
+ نوشته شده توسط پزشکی در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 13:21 |

عفونت قارچی بیماری پوستی و پوست فرق سر می باشد که انواع مختلف قارچ منجربه ایجاد آن می شوند. عفونت قارچی روی پوست سر معمولا باعث به وجود آمدن تکه های طاس و بیمو در روی پوست زبر و ناهموار می شود. عفونت قارچی در نواحی دیگر پوست باعث بروز جوش های دایره ای قرمز که خارش دارند می شود.این محلهای خارش می تواند خشک و زبر یا مرطوب و پوسته مانند باشند.

● آیا حیوانات می توانند عفونت قارچی را به انسانها منتقل کنند؟

بله – انواع مختلف حیوانات می توانند عفونت قارچی را به انسان انتقال دهند .عفونت قارچی از طریق تماس مستقیم با پوست و موی حیوانات آلوده به عفونت قارچی منتقل می شود . سگها و گربه ها مخصوصاً بچه گربه ها و توله سگ ها احتمال دارد به عفونت قارچی آلوده باشند و آن را به افراد انتقال دهند. گاو، بز ، خوک، اسب نیز می توانند این بیماری را به انسان منتقل کنند. همچنین افراد از طریق تماس با افراد دیگر و وسایلشان می توانند دچار این بیماری شوند.

عفونت قارچی نوعی عفونت پوستی است که قارچها موجب آن می شوند.این نوع عفونت می تواند روی پوست بدن ، پوست سر ، کشاله ران و ناخن ها بروز کند.

اغلب، یکباره لکه های متعدد عفونت قارچی روی پوست ظاهر می شود .

● دلایل و شیوع مرض

عفونت قارچی یکی از معمول ترین اختلالات پوستی ،مخصوصا در بین بچه ها است . ولی افراد در هر گروه سنی احتمال دارد به آن دچار شوند. تصور می شود عامل ایجاد این نوع بیماری کرمها هستند درصورتیکه عامل اصلی این بیماری قارچها هستند.

باکتر ها و قارچهای متعددی در بدن ما زندگی می کنند بعضی از آنها برای بدن مفید هستند و برخی دیگر به سرعت تکثیر می یابند و باعث بروز عفونت می شوند.

زمانی که نوع خاصی از قارچها در جایی از پوست بدن مثل پوست فرق سر و ناخن رشد کرده و تکثیر می یابند عفونت قارچی به وجود می آید.

عفونت قارچی حالت مسری دارد و می تواند از طریق تماس مستقیم پوست به پوست یا تماس با وسایل آلوده شخص مثل شانه ، لباس های نشسته یا از سطح حمام و دوش استخر از شخصی به شخص دیگر منتقل شود.

همچنین حیوانات خانگی نیز یکی از انتقال گران عفونت قارچی هستند بخصوص گربه ها که شایع ترین حامل این عفونت هستند. قارچهایی که باعث بروز چنین عفونتی می شوند برای زندگی به جای گرم و نمناک احتیاج دارند . عفونت های قارچی معمولا وقتی خیس باشید مثل وقتی که عرق کرده اید یا زخم کوچکی در پوست و پوست سر یا روی ناخن به وجود آید بیشتر مجال تکثیر می یابند.

● علائم عفونت قارچی شامل

محل خارش و قرمز و لکه های زبر که ممکن است به صورت تاول و زخم ترشح کننده ایی باشد که سر این نوع جوشها نوک تیز است و اغلب دور آنها قرمز می شود و در وسط به رنک طبیعی پوست است که موجب کرد و دایره ای شکل شدن ظاهرشان شده و در این حالت ممکن است پوست تیره و روشن بنظر آید.

وقتی پوست سر یا ریش دچار چنین عفونتی شود قسمتها و لکه های طاس و بیمویی مشاهده می شود .

اگر ناخن دچار چنین عفونتی شود تغییر رنگ داده و بی رنگ و سفت می شوند و گاهی موجب خرد شدن و شکستن ناخن ها می شود.

● آزمایشات :

پزشک معالج ،عفونت قارچی را از حالت و شکل ظاهری پوست تشخیص می دهد.اگر آزمایش لازم باشد در یک اتاق تاریک پوست را با نور آبی مشاهده می کنند که در این صورت قارچها نمایان می شوند. وقتی از قسمت تحریک شده و قرمز پوست نمونه برداری کنند و زیرمیکروسکوپ به صورت دقیق مشاهده کنند ، تشخیص بهتر و دقیقتر انجام می شود.

● درمان :

معمولا عفونت قارچی طی ۴ هفته مراقبت شخصی بدون مراجعه به پزشک بهبود می یابد.

پوست را تمیز و خشک نگه دارید .

از کرمها ، لوسیون ها و پودرهای موضعی پوستی ضد قارچ استفاده کنید. داوهایی که دارای اجزای ترکیبی میکونازول ، کلوتریمازول ، یا موارد مشابه دیگر باشند بسیار موثرند. وقتی به عفونت قارچی دچار هستید لباس خواب و ملحفه تان را هر روز بشویید .

عفونت شدید و مزمن به معالجه پزشک احتیاج دارد .اگر موهایتان دچار عفونت قارچی شده باشند ممکن است قرص های ضدقارچی که ضروری هستند ، تجویز شود.

برخی داروهای ضدقارچی مثل کتوکانزول بسیار قویتر است که شاید تجویز آنها ضروری باشد در برخی موارد آنتی بیوتیک ها نیز برای درمان این نوع عفونت تجویز می شود.

حیوانات خانگی که دچار این نوع عفونت هستند نیز باید درمان شوند.

● بهبودی از مرض در اثر پیش بینی جریان مرض

اگر بعد از مراقبت های شخصی ، عفونت قارچی همچنان باقی بود یا بدتر شد معمولا به قرص های ضد قارچی سریع جواب می دهد. تجویز دارو در درمان این نوع عفونت در طی ۴ هفته موثر خواهد بود .

● معضلات

▪ پراکنده شدن عفونت قارچی به جاهای دیگر

▪ عفونت های باکتری پوست

▪ تماس با آماس پوستی یا اختلالات دیگر پوستی

▪ عوارض جانبی داروها

فوراً به مشاور پزشکی خود مراجعه کنید: اگر علایمی از عفونت باکتری که خارش دارد ،مشاهده کردید فورا به پزشک خود مراجعه کنید که این علائم عبارتند از : باد و تورم و احساس حرارت در پوست، بدتر و قرمز شدن یکدفعه نقطه ها ، رگه های قرمز ، چرک ، تب. به پزشک مراجعه کنید اگر :

▪ قارچها ریش و پوست سر را عفونی کرد .

▪ بعد از ۴ هفته مراقبت شخصی ، بهتر نشد و بهبود نیافت .

● برای جلوگیری از عفونت قارچی

▪ مراقب پوستتان باشید و آن را تمیز و خشک نگه دارید

▪ مرتب شامپو بزنید مخصوصا بعد از کوتاه کردن مو

▪ لباسها ، حوله ،شانه سر ،برس ، کلاه و شال و دیگر وسایل شخصیتان را با کسی شریکی استفاده نکنید و وسایلتان را بعد از هر سری استفاده بشویید و کاملا خشک کنید .

▪ در باشگاههای ورزشی و استخرها کفش یا صندل بپوشید .

▪ از دست زدن به حیوانات خانگی که روی بدنشان تکه ها ی بی مویی دارند ، پرهیز کنید

+ نوشته شده توسط پزشکی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 و ساعت 16:9 |

وجه مشترك اكثر افراد كوررنگ مشكل در تشخیص رنگ های سبز و قرمز است، اما تحقیقات جدید نشان داده است كه این مشكل به آن افراد كمك می كند تا بتوانند سایه های مختلف رنگ خاكی را تشخیص دهند، سایه هایی كه برای افراد دارای بینایی معمولی، یكسان به نظر می رسند.

تقریبا ۶ درصد از مردان و كسر بسیار كمتری از زنان كوررنگی دارند، كه به عنوان كوررنگی سبز قرمز شناخته می شود. این عارضه با یك جهش ژنتیكی بر روی یكی از سه نوع رنگدانه مخروطی شكل در شبكیه كه به رنگ حساس هستند، تاثیر می گذارد. این جهش، رنگدانه ای را كه به رنگ سبز حساس است تغییر می دهد و برای همین این رنگدانه بیشتر شبیه یك رنگدانه حساس به رنگ قرمز عمل می كند، بنابراین، دو رنگ مختلف در چشم واكنش های یكسانی را بر می انگیزد، این به آن معنی است كه افراد مبتلا به كوررنگی اغلب نمی توانند تفاوتی بین سایه های مختلف رنگ های قرمز و سبز تشخیص دهند. برای تشخیص این بیماری كارت هایی برای تست چشم وجود دارد كه سایه های سبز و قرمز برای مقایسه بر روی آنها وجود دارد. اكنون پژوهشگران در دانشگاه كمبریج و نیوكاسل انگلیس برای مطالعه بر روی این بیماری، رنگ این كارت ها را عوض كرده اند، آنها كارت های آزمونی طراحی كرده اند كه افراد دارای كوررنگی می توانند تفاوت های بین سایه های رنگ خاكی را كه برای افراد با دید معمولی غیرقابل تشخیص است، تشخیص دهند.

احتمال بروز كوررنگی در مردان بیشتر است، زیرا ژن های عامل ساختن رنگدانه سبز شبكیه، بر روی كروموزوم X قرار دارند و كه ژن هایی مغلوب هستند. همچنین تعداد بسیار كمی از زنان كوررنگی دارند، زیرا آنها دو كروموزوم X دارند و برای همین به احتمال زیاد كپی سازی درستی از ژن آنها انجام شده است كه بر آثار جهش ژن مغلوب چیره می شود، اما چون مردان تنها یك كروموزوم X دارند، یك جهش هم كافی است تا این عارضه را به وجود آورد.

پژوهش بر روی این بیماری ابتدا با مطالعه بر روی طول موج های نوری كه رنگدانه جهش یافته به آن حساس هستند، شروع شد. گابریل جردن، متخصص بینایی در دانشگاه نیوكاسل می گوید: ما به این نتیجه رسیدیم چیزی كه تنها افراد كوررنگ را تحریك كند باید وجود داشته باشد كه قابل تشخیص باشد . آنها ۱۵ سایه مختلف خاكی را روی كارت ها مشخص كردند و بعد پیش بینی خود را با نشان دادن كارت ها به دو گروه از افراد آزمایش كردند. یك گروه افرادی كه كوررنگی داشتند و گروه دیگر افرادی كه بینایی معمولی داشتند. هر كارت شامل دو سایه متفاوت از رنگ خاكی بود. تقریبا برای افرادی با دید معمولی غیرممكن بود كه تفاوت رنگ ها را تشخیص دهند. گابریل جردن می گوید: این به من فهماند كه افراد كوررنگ هنگام انجام تست های استاندارد چشم، چه حسی دارند. بسیار مأیوس كننده است اگر از شما بخواهند به رنگ هایی نگاه كنید كه برایتان نامرئی هستند. در حالی كه برای افرادی مثل جردن حدود ۹۰ دقیقه طول كشید تا به میزان تفاوت ۱۰۵ جفت رنگ كه به آنها نشان داده شده بود امتیاز بدهند، افراد كوررنگ تست را در زمانی كمتر از نصف این زمان انجام دادند. او فكر می كند: وقتی به عوامل بوجود آورنده كوررنگی فكر كنید این نتیجه بدیهی است، اما هیچ كس تا به حال از این راه به كوررنگی فكر نكرده بود.

دیوید سیمونز، متخصص ادراك بصری از دانشگاه گلاسكو هم با فرضیه جالبی این نتایج را تفسیر می كند. طبق فرضیه سیمونز، از آنجا كه كوررنگی در بین جمعیت انسان بسیار معمول است، ژنی كه مسئول آن است ممكن است یك بار بر اثر یك مزیت تكاملی بوجود آمده باشد. برای مثال، شاید این كمكی به انسان های اولیه می كرده كه منابعی را كه بالقوه دارای غذا هستند در میان محیط بسیار پیچیده تشخیص دهند، مثلا میوه ها را در بین علف ها یا شاخ و برگ درختان پیدا كنند، برای همین احتمالا نباید كوررنگی را یك بیماری به حساب آورد.

وجه مشترك اكثر افراد كوررنگ مشكل در تشخیص رنگ های سبز و قرمز است، اما تحقیقات جدید نشان داده است كه این مشكل به آن افراد كمك می كند تا بتوانند سایه های مختلف رنگ خاكی را تشخیص دهند، سایه هایی كه برای افراد دارای بینایی معمولی، یكسان به نظر می رسند.

تقریبا ۶ درصد از مردان و كسر بسیار كمتری از زنان كوررنگی دارند، كه به عنوان كوررنگی سبز قرمز شناخته می شود. این عارضه با یك جهش ژنتیكی بر روی یكی از سه نوع رنگدانه مخروطی شكل در شبكیه كه به رنگ حساس هستند، تاثیر می گذارد. این جهش، رنگدانه ای را كه به رنگ سبز حساس است تغییر می دهد و برای همین این رنگدانه بیشتر شبیه یك رنگدانه حساس به رنگ قرمز عمل می كند، بنابراین، دو رنگ مختلف در چشم واكنش های یكسانی را بر می انگیزد، این به آن معنی است كه افراد مبتلا به كوررنگی اغلب نمی توانند تفاوتی بین سایه های مختلف رنگ های قرمز و سبز تشخیص دهند. برای تشخیص این بیماری كارت هایی برای تست چشم وجود دارد كه سایه های سبز و قرمز برای مقایسه بر روی آنها وجود دارد. اكنون پژوهشگران در دانشگاه كمبریج و نیوكاسل انگلیس برای مطالعه بر روی این بیماری، رنگ این كارت ها را عوض كرده اند، آنها كارت های آزمونی طراحی كرده اند كه افراد دارای كوررنگی می توانند تفاوت های بین سایه های رنگ خاكی را كه برای افراد با دید معمولی غیرقابل تشخیص است، تشخیص دهند.

احتمال بروز كوررنگی در مردان بیشتر است، زیرا ژن های عامل ساختن رنگدانه سبز شبكیه، بر روی كروموزوم X قرار دارند و كه ژن هایی مغلوب هستند. همچنین تعداد بسیار كمی از زنان كوررنگی دارند، زیرا آنها دو كروموزوم X دارند و برای همین به احتمال زیاد كپی سازی درستی از ژن آنها انجام شده است كه بر آثار جهش ژن مغلوب چیره می شود، اما چون مردان تنها یك كروموزوم X دارند، یك جهش هم كافی است تا این عارضه را به وجود آورد.

پژوهش بر روی این بیماری ابتدا با مطالعه بر روی طول موج های نوری كه رنگدانه جهش یافته به آن حساس هستند، شروع شد. گابریل جردن، متخصص بینایی در دانشگاه نیوكاسل می گوید: ما به این نتیجه رسیدیم چیزی كه تنها افراد كوررنگ را تحریك كند باید وجود داشته باشد كه قابل تشخیص باشد . آنها ۱۵ سایه مختلف خاكی را روی كارت ها مشخص كردند و بعد پیش بینی خود را با نشان دادن كارت ها به دو گروه از افراد آزمایش كردند. یك گروه افرادی كه كوررنگی داشتند و گروه دیگر افرادی كه بینایی معمولی داشتند. هر كارت شامل دو سایه متفاوت از رنگ خاكی بود. تقریبا برای افرادی با دید معمولی غیرممكن بود كه تفاوت رنگ ها را تشخیص دهند. گابریل جردن می گوید: این به من فهماند كه افراد كوررنگ هنگام انجام تست های استاندارد چشم، چه حسی دارند. بسیار مأیوس كننده است اگر از شما بخواهند به رنگ هایی نگاه كنید كه برایتان نامرئی هستند. در حالی كه برای افرادی مثل جردن حدود ۹۰ دقیقه طول كشید تا به میزان تفاوت ۱۰۵ جفت رنگ كه به آنها نشان داده شده بود امتیاز بدهند، افراد كوررنگ تست را در زمانی كمتر از نصف این زمان انجام دادند. او فكر می كند: وقتی به عوامل بوجود آورنده كوررنگی فكر كنید این نتیجه بدیهی است، اما هیچ كس تا به حال از این راه به كوررنگی فكر نكرده بود.

دیوید سیمونز، متخصص ادراك بصری از دانشگاه گلاسكو هم با فرضیه جالبی این نتایج را تفسیر می كند. طبق فرضیه سیمونز، از آنجا كه كوررنگی در بین جمعیت انسان بسیار معمول است، ژنی كه مسئول آن است ممكن است یك بار بر اثر یك مزیت تكاملی بوجود آمده باشد. برای مثال، شاید این كمكی به انسان های اولیه می كرده كه منابعی را كه بالقوه دارای غذا هستند در میان محیط بسیار پیچیده تشخیص دهند، مثلا میوه ها را در بین علف ها یا شاخ و برگ درختان پیدا كنند، برای همین احتمالا نباید كوررنگی را یك بیماری به حساب آورد

+ نوشته شده توسط پزشکی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 و ساعت 16:8 |

ارتعاش دست و پا در حالت استراحت از علائم احتمالی پارکینسون است.

این بیماری بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص می شود:

• ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)

• آرام شدن حرکت (برادیکینسیا / Bradykinesia)

• سختی حرکت (و خشک شدن) دست و پا یا بدن

• تعادل بد (تعادل ضعیف)

در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصا ً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسن داده می شود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند. بیمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول می کشد و یا اینکه سختی و خشک شدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه می کند. اولین نشانی های پارکینسون مجموعه ای متفاوت از ارتعاش، برادیکنسیا، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند. معمولا ً علایم پارکینسون ابتدا در یک سمت بدن پدیدار می شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می کنند.

تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می دهد، از جمله ثابت شدن (fixation) حالت صورت (ظاهرا ً احساسات کمی بر چهره نمایان می شود) و یا حالت خیرگی چشم ( به دلیل کاهش پلک زدن). علاوه بر این ها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایان شدن یک به یک این نشانه های پارکینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان "لرزش" بدانند، برادیکنسیا را به "آرام شدن عادی" و سفت شدن عضلات را به "آرتروز" ربط بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط می دهند. هم بیماران مسن و هم بیماران جوان ممکن است بعد از بیش از یک سال که با این عوارض روبرو بوده اند برای تشخیص به پزشک مراجعه کنند.

از هر صد نفر بالای سن شصت سال یک نفر به پارکینسون مبتلا می شود، و معمولا ً این بیماری در حدود سن شصت سالگی آغار می شود. افراد جوانتر هم می توانند مبتلا به پارکینسون شوند. تخمین زده می شود که افراد جوان مبتلا به پارکینسون (مبتلا شده در سن چهل یا کمتر) ۵ تا ۱۰ درصد کل این بیماران را تشکیل می دهند.

● پیشرفت بیماری پارکینسون

بعد از بیماری آلزایمر (Alzheimer)، بیماری پارکینسون معمولترین بیماری مخرب اعصاب (neurodegenerative) به حساب می آید. پارکینسون یک بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. این بیماری نتیجه از بین رفتن یا ضعیف شدن و لطمه خوردن سلول های عصبی در مغز میانی (سوبستانتیا نیگرا – substantia nigra) است. این سلول های عصبی ماده ای به نام دوپامین، ترشح می کنند. دوپامین پیام های عصبی را از سوبستانتیا نیگرا (مغز میانی) به بخش دیگری از مغر به نام کارپوس استراتوم (corpus stratum)، می برد. این پیام ها به حرکت بدن تعادل می بخشند. وقتی سلول های ترشح کننده دوپامین در سوبستانتیا نیگرا (substantia nigra) می میرند، مراکز دیگر کنترل کننده حرکات بدن نامنظم کار می کنند.

این اختلال ها در مراکز کنترل بدن در مغز باعث به وجود آمدن علایم پارکینسون می شوند. اگر ۸۰% سلول های ترشح کننده دوپامین از بین بروند، علامتهای پارکینسون پدیدار می شوند. علایم پارکینسون در مراحل اولیه بیماری ملایم و بیشتر اوقات در یک سمت بدن دیده می شوند و گاه حتی احتیاج به درمان پزشکی ندارند. ارتعاش در حالت استراحت یک علامت ویژه بیماری پارکینسون است، که یکی از معمولترین علایم های پارکینسون به حساب می آید. ولی بعضی از مبتلایان پارکینسون هیچ وقت با این مشکل برخورد نمی کنند. بیماران ممکن است دست لرزان خود را در جیب یا پشت پنهان کنند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش در دست نگه دارند. لرزش می تواند بیشتر از هر محدودیت جسمی دیگر اثر منفی روحی داشته باشد.

با مرور زمان علایم اولیه بدتر و وخیم تر می شوند. یک رعشه ملایم تبدیل به یک ارتعاش مزاحم و ملموس می شود. ممکن است تکه کردن غذا و استفاده از دست مرتعش به مرور زمان سخت تر شود. برادیکینسیا (آرام شدن حرکت) به مشکلی کاملا محسوس بدل می شود که محدود کننده ترین علامت و اثر پارکینسون است. آرام شدن حرکت می تواند مانع انجام عادات روزانه شود: لباس پوشیدن، ریش زدن و یا حمام کردن ممکن است وقت بسیار زیادی از روز را بگیرند. تحرک ضعیف می شود و مشکلاتی بوجود می آورد مانند نشستن و برخاستن از صندلی یا اتومبیل، و یا غلتیدن در رختخواب. راه رفتن آهسته تر می شود و بیمار حالت قوز پیدا می کند ( سر و شانه به طرف جلو تمایل پیدا می کند). صدای بیمار یک نواخت می شود. کمبود تعادل می تواند باعث افتادن بیمار شود. دست خط ریزتر (میکروگرافیا – micrographia) و ناخوانا می شود. حرکات غیرارادی مانند حرکت دست در حال پیاده روی کم می شود.

علایم پارکینسون معمولا ًدست یا پای یک طرف بدن اختصاص دارد ولی با مرور زمان به دست یا پای سالم همان طرف هم سرایت می کند. این علایم پیشرفت می کند تا سمت دیگر بدن را هم تحت تأثیر قرار دهد. معمولا ً این پیشرفت تدریجی است اما سرعت این پیشرفت از بیمار تا بیمار تفاوت دارد. مهم است که بیماران پارکینسون در حال پیشرفت علایم با پزشک خود صحبت و مشورت کنند تا پزشک بتواند درمان را برای بیمارش فراهم کند زیرا بدن هر بیمار به طور مختلف و متفاوت به داروهای گوناگون واکنش نشان می دهد. هدف از درمان برای بیماران از بین بردن علایم نیست بلکه تحت کنترل درآوردن عوارض است. این امر می تواند به بیمار کمک کند تا مستقل عمل کند و یک کنترل مناسب برای این بیماری مزمن بوجود آورد. این بیماری از بین نخواهد رفت ولی کنترل عوارض آن می تواند تا حد زیادی جلوی ناتوان کردن و از کار افتادگی را بگیرد.

بیماران پارکینسون اغلب از این موضوع که بیماری آنها همواره در حال پیشرفت است، آگاه هستند و این موضوع می تواند باعث نگرانی شدید آنها شود. مبتلایان پارکینسون ممکن است بخواهند خود و مشکلات خود را بیش از حد نیاز تحت کنترل درآورند و خود را با دیگر افراد مبتلا مقایسه کنند. نگرانی در مورد پیشرفت بیماری و امکان ادامه کار هم غیرعادی نیست.

پیشگویی و تخمین زدن پیشرفت این بیماری در یک بیمار مشخص غیر ممکن است. سرعت پیشرفت و محدودیت های جسمی و روحی در بیماران مختلف متفاوت است. نوعی راهنمایی برای تشخیص پیشرفت این بیماری در بیماران مختلف بر اساس پیشروی بیماری از زمان تشخیص وجود دارد ولی این تنها در حد یک پیشنهاد است.

وقتی محدودیتهای جسمی پارکینسون به حدی برسد که کارهای روزمره سخت شوند، درمان علایم پارکینسون آغاز می شود

+ نوشته شده توسط پزشکی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 و ساعت 16:7 |
درد، شایع ترین علتی است که بیماران مبتلا به مشکلات ستون فقرات کمر را وادار می کند تن به تیغ جراح بسپارند. بسیاری از این بیماران پس از عمل، زندگی بدون دردی را تجربه می کنند ولی در گروهی از این بیماران، درد بلافاصله پس از عمل یا پس از چند هفته تا چند ماه دوباره شروع می شود... این درد در ناحیه کمر است و می تواند به همراه درجاتی از بی حسی و حالت گزگز و سوزن سوزن شدن به پاها انتشار یابد و مشابه درد قبل از عمل باشد یا حتی الگوی جدیدی ایجاد کند. علت جراحی کمر هرچه باشد، در ۳۰ تا ۴۰ درصد موارد درد پس از جراحی اتفاق می افتد که از نظر پزشکی به آن نشانگان شکست در جراحی کمر (FBSS) می گویند. وقوع این نشانگان پس از عمل جراحی کمر، در بسیاری از موارد یک عارضه نیست و در بیشتر موارد نباید جراح را مقصر دانست یا او را به انجام ندادن درست جراحی محکوم کرد. فرآیند طبیعی ترمیم بافت های جراحی شده داخل کانال نخاع، می تواند باعث ایجاد چسبندگی درون کانال شود و به نظر می رسد ایجاد این چسبندگی ها شایع ترین علت کمردردهای پس از جراحی کمر باشد. چسبندگی های ایجاد شده داخل کانال با فشار روی عصب های نخاعی می توانند دردهایی را در ناحیه کمر و پاها ایجاد کنند. این درد می تواند در پاها با درجاتی از بی حسی همراه باشد و در صورت تداوم باعث ایجاد ضعف عضلانی شود و اندام مبتلا لاغرتر به نظر برسد. در مواردی که چسبندگی ها علت وقوع درد هستند، معمولا این علایم با تاخیر خود را نشان می دهند و بیمار مدتی پس از عمل بدون درد است. ● شایع ترین علت درد پس از جراحی در بیمارانی که بیش از یک بار تحت عمل جراحی کمر قرار می گیرند، شیوع چسبندگی های داخل کانال نخاع چند برابر افزایش می یابد و انجام بسیاری از این عمل های مجدد با هدف درمان پس از عمل اول انجام می شود. اقدام های انجام?شده در حیطه رشته فوق تخصصی درد در زمینه درمان این بیماران بسیار موفق بوده است. در بیماران مبتلا به کمردردهای پس از جراحی کمر ، درصورتی که در کلینیک درد با انجام اقدامات تشخیصی تایید شود علت درد، چسبندگی های داخل کانال نخاع است، بیمار در فهرست انجام عمل های اینترونشنال برای باز کردن چسبندگی ها قرار می گیرد. باز کردن چسبندگی ها در اتاق عمل و تحت شرایط استریل، با مشاهده ستون فقرات با استفاده از فلوروسکوپ انجام می شود. این وسیله با استفاده از اشعه ایکس تصویر زنده ای را روی مانیتور ایجاد می کند. بیماران هنگام جراحی هوشیار هستند و این کار به انجام بیهوشی نیازی ندارد. پس از بی حس کردن قسمتی از پوست، در کنار ستون فقرات کاتتر ظریف مخصوصی بدون نیاز به شکافتن پوست وارد کانال نخاع می شود. این کار تحت مشاهده لحظه به لحظه مسیر ورود به وسیله فلوروسکوپ انجام می شود تا عارضه ای ایجاد نشود. پس از ورود به کانال، چسبندگی های موجود با تزریق ماده حاجب مشخص می شود و با حرکت کاتتر و تزریق ترکیب دارویی خاصی این چسبندگی ها برطرف می شوند. مدت عمل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه است و می توان بیمار را یک ساعت پس از عمل ترخیص کرد. در صورتی که این چسبندگی ها به دقت باز شوند، بیش از ۹۰ درصد بهبود در علایم بیماران مشاهده می شود. ● درمان های جدید یکی دیگر از علل شایع کمردردهای پس از جراحی کمر، آرتروز در مفاصل بین مهره ای ستون فقرات است. در عمل های جراحی باز، ممکن است قسمتی از مهره ها یا دیسک بین مهره ای از بدن خارج شود یا حتی برای ثبات ستون فقرات، جراح مبادرت به گذاشتن پیچ یا فیکساتورهای فلزی در مهره ها کند و این دستکاری ها ستون فقرات را مستعد آرتروز در مفاصل بین مهره ای می کند. این آسیب در مفاصلی ایجاد می شود که در ۲ طرف ستون مهره ها قرار دارند و باعث ثبات در حرکت آنها می شوند. التهاب این مفاصل باعث ایجاد کمردردهای شدید و ناتوان کننده در بیماران می شود و می تواند با محدودیت شدید حرکتی و خشکی صبحگاهی همراه باشد. بیشترین شدت این درد در ۲ طرف ستون فقرات است و می تواند به باسن و خلف ران انتشار یابد. این بیماران پس از بررسی در کلینیک درد، کاندید عمل بلوک مفاصل بین مهره ای می شوند. این کار در اتاق عمل و بدون نیاز به بیهوشی و تحت تصویربرداری مستقیم با فلوروسکوپ انجام می شود. نیدل های مخصوصی که برای انجام این کار استفاده می شود، به ما امکان می دهد پزشک بتواند بدون ایجاد عارضه جانبی خاصی به مفصلی که شاید به اندازه ۵ میلی متر باشد، دسترسی پیدا کند و با تزریق داروهای خاص باعث رفع التهاب و بهبود وضعیت مفصلی شود. استفاده از دستگاه رادیوفرکوئنسی به عنوان یکی از جدیدترین ابزارهای درمان درد به ما امکان می دهد تا با استفاده از امواج رادیوفرکوئنسی در نوک سوزن مسیر های مربوط به درد مهار شوند و بیمار بتواند بدون درد به فعالیت های روزمره ادامه دهد. استفاده از دستگاه رادیوفرکوئنسی در کنترل و درمان درد در بیماری های مختلفی به کار می رود که یکی از شایع ترین و موفق ترین موارد استفاده از آن کمردرد پس از جراحی کمر است. از علل دیگر ایجاد کمردرد های پس از جراحی کمر که شیوع کمتری دارند، می توان به بیرون زدگی مجدد دیسک های کمری، عدم ثبات ستون فقرات، عفونت ها و التهاب های بعد از عمل اشاره کرد که با بررسی های کلینیکی قابل تشخیص و درمان هستند. وجود کلینیک های فوق تخصصی درد برای بیماران مبتلا به کمردرد پس از جراحی کمر زندگی بدون درد و فعالی به ارمغان آورده است
+ نوشته شده توسط پزشکی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 و ساعت 15:45 |
همه افراد ممكن است در مقطعي از زندگي خود گاهي دچار فراموشي شوند يا احساس كنند كه كاملا گيج شده‌اند و قادر نيستند از ذهن خود بدرستي استفاده كنند. مثلا شماره تلفن دوست نزديكشان را فراموش مي‌كنند يا تاريخ تولد همسرشان را از ياد مي‌برند يا حتي ممكن است نام خيابان محل سكونت خود را نيز فراموش كنند. همه اين موارد را تحت عنوان فراموشي ذكر مي‌‌كنيم.

هرچند كه در واقع همه اين فراموشي‌ها منشأ يكساني ندارند. در علم پزشكي فراموشي به مواردي اطلاق مي‌شود كه فرد با وجود داشتن انگيزه و ميل به يادگيري و نيز داشتن تمركز، قادر به حفظ مطالب و يادآوري آنها نباشد. البته توجه به اين نكته ضروري‌ است كه مقداري اختلال در يادآوري مطالب گذشته به طور طبيعي در همه انسان‌ها وجود دارد. در فراموشي مرحله اول حافظه يعني درك سالم است و مراحل دوم و سوم يعني حفظ و يادآوري دچار مشكل است.

ما گاهي موضوعي را به خاطر نمي‌آوريم، چون هنگام روي دادن آن توجه و تمركز لازم را نداشته‌ايم. اين حالت را بهتر است حواس‌پرتي بناميم كه به طور طبيعي در افراد سالم ديده مي‌شود. گاهي نيز فرد، مطلبي را به طور سطحي و بدون توجه به روابط بين اجزاي آن به خاطر سپرده كه در واقع همان يادگيري طوطي‌وار است. در اين حالت يادآوري مشكل است، اما در صورتي كه به فرد يادآوري شود مطلب به خاطر آورده مي‌شود. برخي فراموشي‌ها در افراد سالم جنبه فعال دارد يعني دستگاه عصبي، انرژي صرف مي‌كند تا موضوعي كه جنبه ناخوشايند دارد به ذهن فرد نرسد تا او از اضطراب در امان بماند. اين امر ناشي از تمايل ناخودآگاه فرد براي فراموش كردن موضوعي است كه در واقع نمي‌خواهد انجام دهد. براي نمونه فراموش كردن تاريخ امتحاني كه براي آن آمادگي ندارد. گاهي اوقات فراموشي يا گيجي كه عارض مي‌شود، ناشي از مشغوليت‌هاي ذهني فراوان است. بديهي است كه در اين موارد جاي نگراني وجود ندارد.

در حقيقت آنچه‌ فراموشي را به صورت يك بيماري مطرح مي‌كند كاهش توانايي فكري به طور ناگهاني يا به مدت زياد است. اگر فراموشي در فرد، ظرف چند روز يا چند ماه باعث شود كه در زندگي طبيعي فرد اختلالي ايجاد شود، بايد به دنبال يك بيماري زمينه‌اي كه عامل ايجاد اين مشكل بوده است، بگرديم.

عوامل فراموشي

كارآيي و دقت حافظه بستگي به اوضاع و شرايطي دارد كه از آن استفاده مي‌كنيم، اما عواملي وجود دارند كه مانع انجام اولين مرحله حافظه كه بسيار مهم است بشود و شامل عوامل زير هستند:

اطلاعات اضافي: اگر در يك زمان با اطلاعات بسيار زيادي مواجه شويد، ممكن است بعدا يادآوري بيشتر آنها مشكل باشد. مثلا افرادي كه خيلي گرفتار هستند اغلب مطالب را بسادگي فراموش مي‌كنند، چرا كه آنها مطالب زيادي در ذهنشان دارند.

اضافه بار اطلاعات: ملاقات افراد جديد، شنيدن اسامي آنها و گوش دادن به صحبت‌هايشان بيش از حدي است كه در ذهن جا بگيرد و باعث ‌شود مطالب كمتري به ياد آورده شود.

حالت ذهن: تقريبا به دلايل مشابهي، افرادي كه مضطرب يا افسرده هستند اغلب احساس مي‌كنند كه عملكرد حافظه آنها دچار نقصان شده است و آنها به واسطه افكار و احساسات دروني خود دچار حواس‌پرتي ‌شده و آنقدر گرفتار آنها مي‌شوند كه توجه كافي به اطلاعات جديد نمي‌كنند.

بيماري: بيماري‌هاي جسمي نيز‌ مخصوصا در افراد مسن مي‌تواند اثر زيانباري بر عملكرد رواني شخص داشته باشد. مثلا افرادي كه دچار بيماري مزمني از قبيل بيماري قلبي يا ديابت هستند ممكن است دريابند كه تفكر و حافظه آنها مانند قبل نيست.

بالا رفتن سن: همگام با پير شدن، همه قسمت‌هاي‌ بدن دچار تغيير مي‌شوند. بعضي از اين تغييرات خيلي زود در زندگي پديدار مي‌شوند. در افراد مختلف اين كه كدام اندام زودتر دچار پيري مي‌شود متفاوت است، اما همان‌طوري كه پير مي‌شويم متوجه مي‌شويم كه حفظ رشته‌هاي طولاني اعداد مانند شماره تلفن در ذهن‌تان به طور فزاينده‌اي مشكل است.

اين عوامل موجب مي‌شود قدرت‌حافظه‌كم‌شود

تلقينات مكرر و نابجا: بايد تصديق كرد يكي از علل مهم آسيب ديدن نيروي حافظه، فشارهاي متعددي است كه از همه طرف به دارندگان حافظه بي‌نقص و خوب وارد مي‌آيد. جاي تعجب نيست كه اكثر حافظه‌ها در همان سال‌هاي اوليه زندگي لطمه فراوان مي‌بينند.

سوء تغذيه و رژيم‌هاي سخت: در اين واقعيت نبايد ترديد داشت كه بيشتر بيماري‌هاي جسمي و رواني از تعادل نداشتن تغذيه سرچشمه مي‌گيرد. فراموشكاري يكي از علائم بدي و كمي تغذيه است بخصوص غذاهايي كه فاقد ويتامين‌B12 ‌باشند.

زندگي و كار يكنواخت: شخصي كه كار يكنواخت و تكراري انجام مي‌دهد كه احتياجي به نيروي فكر و هوش ندارد، كم‌كم قوه فكر و هوش او از كار مي‌افتد.

به كار نينداختن نيروي حافظه: هرگاه آدمي استعدادهاي خويش را به كار نگيرد و از نيروي حافظه‌اش استفاده نكند كم‌كم قواي فكري و روحي‌اش به تحليل مي‌رود.

عدم ذوق و علاقه نسبت به امر فراموش شده: فراموشي با نوع علاقه فرد نسبت به آنچه كه بايد آموخته شود رابطه مستقيم دارد. مثلا فردي كه نام كسي، كتابي يا محلي را فراموش مي‌كند قطعا به نحوي نسبت به آن موضوع بي‌علاقه است يا عوامل ديگر از قبيل علاقه شديد به موضوع ديگري موجب آن مي‌شود كه شخص تحت تاثير آن عوامل، آن موضوع را فراموش مي‌كند.

خستگي‌‌هاي جسمي و روحي: خستگي‌هاي ناشي از بيماري، عضلاني، عصبي، خستگي ناشي از بي‌علاقه بودن نسبت به انجام كار و ناشي از سوء مديريت‌ها و ديگر خستگي‌ها باعث مي‌شود كه توانايي حافظه آدمي كم شود.

بي‌خوابي: بي‌خوابي‌هاي طولاني اغلب سبب اختلال در اعمال مغزي و فعاليت‌هاي رفتاري سلسله اعصاب مي‌شود.

سر و صداي زياد: سر و صداي زياد علاوه بر توليد خستگي در بدن، روان را هم خسته مي‌كند و خطرات عمده آن عبارت است از‌ ضايعات قلبي، بي‌‌خوابي و اختلال در هوش و حافظه.

هيجانات روحي: شوك و هيجانات عادي و غيرعادي سبب فرسودگي مغز و خستگي روح و ناتواني قلب خواهد شد. ممكن است هيجان شديدي كه پس از يادگيري به شخص دست مي‌دهد در حفظ آنچه ياد گرفته است، ايجاد اختلال ‌كند.

ضايعات مغزي: غالبا اتفاق مي‌افتد كه وقتي ضربه‌اي به سر وارد مي‌شود، يادآوري اموري كه بلافاصله قبل يا بعد از تجربه ناگوار روي داده است، براي فرد مشكل مي‌شود.

سركوبي يا انزجار: اصولا انسان تمايل دارد چيزهايي را كه برايش ناخوشايند است و موجبات نگراني، اضطراب و پريشان خاطري او مي‌شود، سركوب و فراموش كند.

مراقب استرس‌ها باشيد!

متخصصان مي‌گويند هورمون‌هايي كه بر اثر استرس‌هاي طولاني‌مدت و مزمن توليد مي‌شوند اثرات ناخوشايندي روي مغز دارند. اين تنها به اين دليل نيست كه استرس مي‌تواند انسان را ناآرام، مضطرب، افسرده يا خسته كند، بلكه تحقيقات اخير نشان داده كه فشارهاي عصبي پي‌درپي سبب تغيير در ساختار و عملكرد سلول‌هاي مغز و باعث ايجاد آسيب‌هاي مغزي مي‌شود.

نكته: خوردن اسيدهاي چرب در غذاهاي آماده مانند مارگارين، پيراشكي و سيب‌زميني سرخ‌كرده سبب ايجاد آسيب در رگ‌هاي خوني‌شده كه اين مساله براي مغز مهم است

البته استرس كوتاه‌مدت براي عملكرد مغز مي‌تواند مفيد واقع شود به عنوان مثال استرس قبل از امتحان با ترشح آدرنالين سبب افزايش حافظه مي‌شود ولي استرس‌هاي طولاني‌مدت و نامناسب كه به واسطه حوادث روزانه به وجود مي‌آيند مثل مشكلات كاري، ترافيك سنگين و نگراني‌هاي اقتصادي مي‌توانند عملكرد مغز را كاهش داده و با ايجاد اختلال در ارتباطات مهم نوروني و كوچك شدن هيپوكامپ كه همان مركز حافظه است، سبب فراموشي شود.

تغذيه سالم

با مطالعه روي تغذيه، مشخص مي‌شود كه تغذيه نادرست، در واقع شرايط را براي از بين بردن مغز فراهم مي‌كند. ما از چربي‌هاي مضر استفاده مي‌كنيم كه خود باعث از بين رفتن عملكرد سلول‌هاي مغزي و شايد هم در نهايت مرگ نورون‌ها شود. ما قند زياد مصرف مي‌كنيم، يعني بيشتر از حدي كه براي تغذيه سلول‌هاي مغزي لازم ‌باشد. گلوكز زيادي وارد بدن خود مي‌كنيم كه آن هم وارد مغز شده و با راديكال‌هاي آزاد براي سوزاندن سلول‌هاي مغزي و مرگ آنها به طور جدي وارد عمل مي‌شود. ما كالري زياد مصرف مي‌كنيم و تحرك بسيار كمي داريم كه باعث ايجاد چاقي و عملكرد نادرست سلول‌هاي مغزي مي‌شود و در نهايت فعاليت و حركاتي كه به مغز انرژي مي‌بخشند را از خود دور كرده‌ايم. در ذيل به پاره‌اي از اقداماتي كه لازم است تا با رعايت آنها عملكرد و سلامت مغز را حفظ و آن را توانمند سازيم، اشاره مي‌كنيم.

مولتي‌ويتامين مصرف كنيد

مصرف متعادل ويتامين‌هاي مختلف و مواد معدني، بيمه خوبي براي مغز است. اين مواد مي‌توانند عملكرد هوشي را حفظ كرده آن را بهبود بخشند و سبب پيشرفت‌هاي احساسي در تمام سنين شوند. تركيب ويتامين‌ها و مواد معدني موجود در فرمول مولتي‌ويتامين‌ها به حفظ عملكرد هوشي مطلوب و شاد كردن روحيه انسان به طور همزمان كمك مي‌كند.

مولتي‌ويتامين براي افراد پير كه نياز به مواد غذايي بيشتري براي كمك به مغز خود دارند نيز ضروري است. خصوصا ويتامين‌هاي گروه B كه در محافظت مغز از پيري و زوال عقل و افسردگي نقش مهمي دارند.

به طور كلي، هرچه ميزان ويتامين C و ويتامين‌هاي مختلف گروه B در خون افزايش يابد به همان ميزان نسبت نمرات عملكرد ذهني فرد نيز افزايش مي‌يابد.

روغن ماهي بخوريد

بيشترين چربي مورد نياز مغز امگا 3 است كه در روغن ماهي وجود دارد. امگا 3 يك ماده بتدريج تكامل يافته است كه مغز انسان را شكل بخشيده و بدون وجود آن سلول‌هاي مغزي توانايي عملكرد مطلوب را نخواهند داشت.

همچنين چربي امگا 3 به مغز دستور مي‌دهد كه احساس سلامتي و شادابي كند، از ايجاد افسردگي شديد (ماژور)‌ پيشگيري كرده و حتي آن را تسكين مي‌‌دهد. پس براي شاد نگه داشتن مغز، در هفته چند بار ماهي پرچرب بخوريد. راه ديگر آن مصرف قرص‌هاي مكمل روغن ماهي بخصوص نوع DHA مي‌باشد كه بسيار مفيد است.

از مصرف چربي‌هاي مضر بپرهيزيد

خطرناك‌ترين چربي براي سلول‌هاي مغز، چربي حيواني اشباع‌شده است كه در غذاهاي آماده بيرون مانند همبرگر و بستني فراوان يافت مي‌شود. خوردن اسيدهاي چرب در غذاهاي آماده مانند مارگارين، پيراشكي و سيب‌زميني سرخ‌كرده سبب ايجاد آسيب در رگ‌هاي خوني‌شده كه اين مساله براي مغز مهم است.

مراقب قند از جمله قند خون باشيد

مصرف زياد قند و برخي از كربوهيدرات‌هاي خاص در هيچ سني براي مغز مناسب نيست. مصرف زياد قند سبب ايجاد مقاومت انسولين مي‌شود كه منجر به افزايش گلوكز خون و در نتيجه آسيب‌هاي دائمي به سلول‌هاي مغزي مي‌گردد. از آنجايي كه عمده انرژي مغز از كربوهيدرات‌ها تامين مي‌شود، براي افزايش حافظه، يادگيري و ديگر عملكردهاي قوه شناختي، وجود قند به ميزان مناسب براي مغز در هر لحظه ضروري است.

كالري را محدود و وزن را كم كنيد

چاقي براي مغز ضرر داشته و مي‌تواند سبب ايجاد مقاومت انسولين، فشارخون بالا و احتمالا ديابت ‌شود كه منجر به اختلال حافظه، پيري زودرس و آسيب‌هايي به سلول‌هاي مغزي مي‌شود. راه بسيار مطمئن براي كُند كردن روند پيري و نجات مغز و ديگر اندام‌ها از آسيب راديكال‌هاي آزاد، همانا كم كردن مصرف كالري است

+ نوشته شده توسط پزشکی در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 و ساعت 15:38 |
از سال 1928 روش‌هاي ارزيابي و طبقه‌بندي سرطان سينه تا حد زيادي بدون تغيير مانده بود. اين روش‌ها توسط دست و زير ميكروسكوپ انجام مي‌شد.
 

حدود هشت دهه قبل آسيب‌شناسان، تومورها را بصورت بصري بررسي مي‌كردند و براساس اندازه به آنها نمره مي‌دادند.

اين نمرات به دكترها كمك مي‌كرد تا نوع و شدت سرطان را ارزيابي كرده و براين اساس، روش درمان مربوط به هر بيمار را انتخاب كنند.

اكنون دانشمندان كامپيوتر دانشكده مهندسي استنفورد به همراه آسيب‌شناسان دانشكده پزشكي همان دانشگاه با استفاده از روش‌هاي كامپيوتري توانسته‌اند تصاوير ميكروسكوپيك مربوط به سرطان سينه را تحليل كنند.

محققان به اين مدل كامپيوتري نام آسيب‌شناس محاسباتي يا C-Path داده‌اند؛ روشي مبتني بر يادگيري ماشين كه به شكل خودكار تصاوير بافت‌هاي سرطاني را بررسي و درصد زنده ماندن بيمار را پيش‌بيني مي‌كند.

در اين روش، محققان از تصاوير بافت‌هاي نمونه در بيماراني با علائم شناخته شده استفاده كردند.

كامپيوتر به مطالعه دقيق عكس‌هاي گرفته شده از اين بافت‌ها پرداخته و ساختارهاي متفاوت تومور را اندازه‌گيري مي‌كند، سپس با استفاده از اين ساختارها درصد زنده ماندن بيمار را پيش‌بيني مي‌كرد.

با مقايسه اطلاعات به دست آمده و يادگيري از بررسي‌هاي قبلي، ماشين مي‌فهمد كه بيشتر به چه مشخصه‌هايي از بيماري براي پيش‌بيني درصد زنده ماندن بيمار تكيه كند.

مدت‌هاي مديدي در علم پزشكي از سه خصوصيت براي تشخيص سلول‌هاي سرطان سينه استفاده مي‌شد؛ اول اين‌كه چند درصد تومورها از سلول‌هاي تيوب مانند تشكيل شده است، دوم بررسي تنوع هسته در سلول‌هاي مخاطي تومور و سوم فركانس تقسيم سلول يا همان فرآيند ميتوز.

اين سه فاكتور زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار مي‌گرفت و براساس نمره اختصاص يافته به هر يك از آنها، بيماران به لحاظ درصد زنده ماندن به سه دسته مختلف تقسيم مي‌شدند.

آسيب‌شناسان طي آموزش‌هايي ياد مي‌گرفتند چگونه ساختارهاي خاص سلولي را ارزيابي و بيماران را به لحاظ شدت بيماري طبقه‌بندي كنند.در اين ميان، بسياري از خصوصيات مهم تومورها ناديده گرفته مي‌شد.

اما اكنون با استفاده از برنامه كامپيوتري C-Path هزاران فاكتور ديگر علاوه بر موارد فوق مورد بررسي قرار مي‌گيرد تا مهم‌ترين آنها در پيش‌بيني درصد زنده ماندن افراد تعيين شود. در واقع اين برنامه 6642 فاكتور سلولي را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد.

نتايج مقايسه حاصل از اين روش با ارزيابي به روش قديم، نشان از پيشرفت آماري قابل توجه اين روش دارد. روش كامپيوتري جديد خصوصيات ساختاري بيشتري نسبت به سه خصوصيت شناخته شده در روش قديم را تشخيص مي‌دهد.

در واقع اين برنامه علاوه بر كشف خصوصيات سلول‌هاي سرطاني، محيط اطراف آنها را كه تحت عنوان بافت‌هاي بنيادي شناخته مي‌شوند هم بررسي مي‌كند.

بافت‌هاي بنيادي كه فضاي بين سلول‌هاي سرطاني را شامل مي‌شود، كمك بسياري به پيش‌بيني پزشكان مي‌كند.

محققان به‌دنبال روش‌هايي هستند تا با ايجاد تعامل بين انسان و كامپيوتر به نتايج و پيش‌بيني‌هاي دقيق‌تري در درمان ميليون‌ها فرد مبتلا به سرطان سينه در جهان برسند.

دافني كولر، يكي از متخصصان برجسته علوم كامپيوتري معتقد است اگر بتوان با نشان دادن نمونه‌اي از تومورهاي سرطاني به كامپيوترها از آنها در پيش‌بيني نوع بيماري و درصد زنده ماندن بيماران كمك گرفت، چرا اين كار را نكنيم.

+ نوشته شده توسط پزشکی در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 و ساعت 21:56 |
دبير انجمن روانپزشكان، اضطراب را عمده‌ترين علامت بيماري وسواس دانست و گفت: بيشترين موارد ابتلا به وسواس اغلب در افراد زير 25 سال قابل مشاهده است.
 

پرويز مظاهري با بيان اين مطلب كه بيماري وسواس در رديف اختلالات اضطرابي قرار مي‌گيرد، اظهار داشت: عمده‌ترين زمينه اين بيماري، اضطراب است. همچنين اين بيماري را مي‌توان به انواع وسواس فكري، وسواس شستشو و وسواس كنترل كردن تقسيم كرد.

مطالعات نشان مي‌دهند كه وسواس در ميان زنان شايع‌تر است؛ البته برخي معتقدند نقش هورمون‌هايي چون پروژسترون و استروژن در زنان را نمي‌توان در بروز اين بيماري ناديده گرفت. از سوي ديگر مسووليت مضاعف زنان در زندگي و وظايف خطيري چون تربيت فرزندان و فعاليت‌هاي شغلي كه در بيرون منزل دارند، بر پيشرفت اين بيماري تاثيرگذار است.

دبير انجمن روانپزشكان درباره روند درمان وسواس عنوان كرد: درمان به دوگونه دارويي و غيردارويي صورت مي‌پذيرد كه همزمان به كار گرفته مي‌شوند. تجويز داروهاي ضداضطراب و ضدوسواس و در كنار آن روان درماني و رفتار درماني از جمله روش‌هاي موجود در درمان بيماري وسواس هستند.

وي فعاليت كلينيك‌هاي تخصصي درمان وسواس را غيرقانوني دانست و گفت: درمان بايستي تنها توسط روانپزشك و در برخي موارد به كمك روان‌شناس انجام شود. در برخي از اين كلينيك‌ها معتقدند درمان وسواس نيازي به دارو ندارد؛ در حالي كه مرتكب اشتباه فاحشي شده و به بيماران تلقين مي‌كنند دارو مصرف نكنند و به يقين اين بيماران جواب مطلوب را دريافت نخواهند كرد.(ايسنا)

+ نوشته شده توسط پزشکی در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 و ساعت 21:55 |